تبليغاتX
معماری یعنی زندگی...

معماری یعنی زندگی...

ایده

نقطه گرهي طرح
"شيوه طراحي من در دوران هاي مختلف كار حرفه اي ام متفاوت بوده است. در چند سال اخير بيشتر به صورتي كه ذكر خواهم كرد طراحي را آغاز مي كنم و ادامه مي دهم.
پس از اينكه پروژه اي واگذار شد، دستيار يا دستياراني را براي آن در نظر مي گيرم. با توجه به اينكه از ابتداي كار حرفه اي همواره با پروژه هاي بزرگ و به صورت گروهي كار كرده ام، به اين امر عادت دارم و به ندرت بدون دستيار و گروه كار مي كنم.
پس از آن مدارك پروژه را در اختيار دستيارانم قرار مي دهم كه بررسي و تجزيه و تحليل كنند و مقدمات كار را فراهم آورند؛ خودم هم به صورت اجمالي مدارك پروژه را مطالعه و از محل پروژه هم بازديد مي كنم.در بازديد از محل پروژه سعي مي كنم كه ايده هاي خيلي اوليه را در ذهن خود به دست آورم.
0
مهمترين عامل در شروع طراحي
براي من مهمترين عامل در شروع طراحي، يافتن نقطه گرهي طرح است؛ نقطه گرهي بدين معنا كه خاستگاه طرح چه باشد و طرح را بر اساس چه عملي پايه گذاري كنيم. معمولاٌ نقطه گرهي در كار من برنامه فيزيكي نيست، اگرچه به هر حال كار كردن روي برنامه فيزيكي از ضررورت ها است، كه دستيارانم اين كار را انجام مي دهند و شكل خلاصه شده اي از بخش ها و فضاهاي پروژه و روابط آن بخش ها را تنظيم مي كنند. خلاصه كردن بخش ها و فضاهاي پروژه به چند بخش ساده اصلي، اين حسن را دارد كه مي تواند بهتر در ذهن جاي گيرد و به عبارت بهتر، ذهن به آن مسلط شود.
بنابر اين قبل از آنكه هر نوع تصميمي بگيرم يا خطي بكشم، تلاش مي كنم كه نقطه گرهي طرح را پيدا كنم و ايده طرح را كه در بدو امر تنها فكر است و بس، به دست آورم.
نقطه شروع يا نقطه گرهي يا ايده طرح مي تواند بسيار متفاوت باشد:
.
گاه يك فرم است،
گاه يك الگو،
گاه يك مضمون،
گاه يك مفهوم،
گاه يك شعر،
گاه يك خاطر،
گاه يك تصوير،
گاه يك خيال،
گاه يك اسطوره،
گاه يك نظريه...
و گاه نيز از تركيبي از بعضي اينها،

البته من اعتقاد دارم كه ايده طرح بايد يك چيز باشد و اگر هم چند چيز است؛ يكي از آنها كاملاٌ عمده باشد."

...براي اينكه گفتارم روشن تر شود، بهتر مي دانم كه نقطه گرهي يا نقطه شروع را در چند طرح از طرح هاي اخيرم بيان كنم:

از پروژه رفسنجان آغاز مي كنم.
زماني من و چند معمار ديگر را براي مسابقه اي دعوت كردند. وقتي جمع شديم، به ما گفتند كه موضوع مسابقه مركز اسناد رياست جمهوري در رفسنجان است. بلافاصله ايده كلي طرح براي من شكل گرفت.
من رفسنجان را هميشه با يك يخچال بسيار زيباي قديمي به ياد مي آورم. بنابر اين تصميم گرفتم كه از فرم و سازمان فضايي اين بنا در پروژه استفاده كنم و برايم فرق نمي كرد كه موضوع پروژه چه باشد، كما اينكه بعد ها اين ايده را به صورت مركز ورزشي در رفسنجان به كار گرفتم.
از الگو هاي معماري ايران نيز در چند طرح استفاده كرده ام. نظرم اين است كه اين الگو ها داراي محدوديت زماني نيستند و بنابر اين چنين امكاني در آنها هست كه در پروژه هاي امروز و آينده نيز به كار گرفته شوند.

طرح فرهنگستانهاي جمهوري اسلامي ايران يكي از اين طرح ها بود. اگرچه در طرح فرهنگستان، خود كلمه "فرهنگستان" نيز براي من تفكر بر انگيز بود و سعي داشتم بنايي را طراحي كنم كه درك مبهم من از كلمه بسيار پيچيده و پر تصوير فرهنگستان را انعكاس دهد.
در چند طرح شعر ها براي من شروع كننده بودند. مثلاً در موزه ملي آب ايران، براي يافتن نقطه شروع طرح، زمينه هاي متعددي را بررسي كرديم؛‌

* اسطوره هاي مربوط به آب در ايران،
* فرم ها و الگوهاي بناهاي آبي ايران،
* كيفيات فيزيكي و شيميايي آب،
* وبسياري مطالعات ديگر؛

لكن يك شعر سهراب سپهري كه به آن برخورد كردم بيش از هرچيز برايم راهگشا بود؛
"... من به آغاز زمان نزديكم
آشنا هستم با سرنوشت تر آب
عادت سبز درخت..."
عبارت "سرنوشت تر آب "‌ براي من بسيار گويا بود و با اين ياد ذهني من كه هيچگاه آب بدون خشكي در ايران به خاطر نمي آيد،‌ تركيب شد و ايده طرح را شكل داد.

يا در پروژه كتابخانه ملي ايران كه شعر ناصرخسرو
" بنگر به فرشته كه دود از سپس ديو
چون زر گدازنه بر قيرچكاني ش"
با حضور مضموني لوح ها به مثابه ثبت كننده دانش بشري در هم آميخت و ايده كلي طرح را شكل داد.

در طرحي كه براي مسابقه كتابخانه ملي ژاپن در كانساي كشيديم، اگرچه در مدت چند ماه زمينه هاي مختلف فرهنگ ژاپن را در حد امكان مرور كرديم اما آنچه كه در نهايت پايه ايده طرح شد، مفهوم عميق "تهي" در فرهنگ ژاپن و ساختار اشعار هايكو بود كه طرح بر خلق يك تهي در ساختار واحد سه پاره اي چون ساختار هايكو ها سازمان دهي شد."
__________________________________________________ _____ ادامه دارد
عطيه خانم و مريم خانم دو تا از آرشيتكت هاي بزرگ كافه و بدون اغراق آينده ايران ممنونم كه پست هاي تكميلي رو جهت آشنا شدن بچه ها با افكار بزرگ معمار ايران مرحوم ميرميران [كه تو اين ايام استجابت دعا از خدا مي خوام روحشون شاد باشه ] گذاشتن.

واسه خود من خيلي جالب بود كه ببينم آرشيتكت هاي بزرگي چون ميرميران وقتي دست به قلم مي شدن چه فكري مي كردن. چيزي كه دغدغه همه بچه هاي معماري بوده و شايد هم هست.
يادمه خودم 10-11 سال پيش كه ترم 3 و 4 دانشگاه كه بودم خيلي ذهنم مشغول اين بود كه چطوري بايد يه پروسه طراحي رو شروع كنم. يعني با شروع مشكل داشتم و وقتي ايده اي به ذهنم مي رسيد ديگه مشكلي نداشتم. البته همه بچه ها ابتداي كار خيلي درگير اين سوالن كه يه ايده خوب چطوري شكل مي گيره.
بايد بگم كه هنوزم اين دغدغه بزرگترين دغدغه ي پروسه طراحي هاي منه. اما خوب الان يه مقدار با دلهره كمتر.
اميدوارم مباحثي كه تو اين دو تا تاپيك مطرح مي شه بتونه فكر بچه ها رو باز تر كنه و اين دغذعه رو كمتر.

البته يه مطلبي هم به بچه هايي كه تازه قدم در عرصه معماري گذاشتن بگم كه اين دغدغه ي ابتداي كار دغدغه همه معمارا و بلكه دغدغه همه هنرمندا هست. اين مباحث واسه اينه كه ذهن شما باز تر بشه نه اينكه دغدغه شروع طرح تموم بشه چرا كه دغدغه شروع كارها باعث مي شه كه كار شما خلاقانه بشه. اگه سر يه پروژه ديدين بدون دغدغه رسيدين به يه ايده، مطمئن باشين اون كار از جايي تو ذهنتون ثبت شده بوده و خلاقيتي درش نيست. سرتون رو درد آوردم. ادامه مباحث مطرح شده توسط ميرميران كه مطلب پاياني هست كه از زبون خودشون گفتن رو بخونيد و نظرات خودتون را در مورد كارهاي ايشون و شيوه هاي طراحيشون بنويسيد.اگه كسي مطالب ديگه اي هم از ايده هاي كارهاي ميرميران داره بذاره.


گاهي ايده فكري از جايي آغاز مي شود و به جاي ديگري مي رسد.

در يك پروژه كه براي ساختمان وزارت نيرو در يك مسابقه طراحي كردم، نظرم در ابتدا اين بود كه از الگوي يك سد قديمي (سد فريمان) در پروژه استفاده كنم. ليكن زماني كه درياچه اين سد را تجسم مي بخشيدم و سعي مي كردم كه دو بخش از ساختمان را در آن قرار دهم، اين فكر بديع برايم مطرح شد كه بخش هاي ساختمان را به صورت قطعات بزرگ شناور در آب كه در حالت خاصي معلق مي مانند، سازمان دهم و ايده فكري به صورت تصور دريا با چند قطعه شناور در آن باشد.

در طرحي كه اخيراً براي توسه حرم مطهر حضرت معصومه (س) در قم كشيدم، آنچه كه بيش از همه چيز مرا هدايت كرد، افقي بود كه از اين شهر كوير و درياچه نمك آن به خاطر داشتم، و موج هايي كه در اثر وزش باد در شن هاي كوير و يا آب هاي درياچه پديد مي آيد. بنابر اين ايده طرح به صورت يك بناي افقي سفيد رنگ كه فقط يك موج و يا شكن در نقطه عطف آن حضور مي يابد در آمد و چه هماهنگي مطلوبي با محيط پروژه و چه تواضعي در مقابل مجموعه موجود حرم نشان داد.

و بالاخره بحث هاي نظري كه مي توانند نقطه شروع طرح ها باشند؛

چه بحث هاي نظري معماري، چه مباحث و انديشه هاي فلسفي، و چه نظريه هاي ديگر ادبي و اجتماعي و جز اينها.

در اين مورد نمونه اي كه مي توانم از كارهاي خودم ذكر كنم، كاريست كه در حال انجام آن هستم و آن ساختمان سفارت جمهوري اسلامي ايران در تايلند است كه تصميم گرفتم در آن اين نظريه را كه حركت تكاملي معماري، چيزي جز كاهش جرم و افزايش فضا نيست، مبنا قرار دهم و نوعي از فضا پديد آورم كه فضايي " لامكان" و بدون مرز باشد، آنگونه كه در ايوان بناهاي صفوي، زنديه و قاجاريه ديده ام.

به درازا كشيد!
به هر حال نقطه شروع طرح يا تنظيم ايده فكري، به همين ترتيب كه ذكر كردم صورت مي گيرد و همان طور كه ديديد از هر كجا كه شروع شود، به هر حال در بستر فرهنگي ايران قرار دارد.
پس از آنكه ايده فكري طرح روشن شد، حركت براي شكل دهي فرم و ايده فضايي طرح آغاز مي شود. در اين مرحله از كار فكري و ذهني به مرحله خط كشيدن مي رسم و اسكيس هاي خود را در خصوص طرح آغاز مي كنم و با اين اسكيسها ايده فكري طرح را به ايده فضايي تبديل مي كنم.
البته در مرحله تنظيم ايده فكري نيز اسكيس هايي انجام مي دهم ليكن خيلي كلي و اوليه اند.

اسكيس ها بعضاً در گزينه هاي مختلف مطرح مي شوند، ليكن به هر حال در جهت همان ايده اوليه اند. البته گاه در مراحل بعدي تغيراتي در ايده اوليه داده مي شود و يا احتمالاً تغيير مي كند، اگر چه معمولاً چنين نمي شود و من فكر مي كنم كه ايده هاي اوليه كه با تمركز و تأمل به دست آمده باشند، همواره آن انرژي و توانايي را در خود دارند كه بتوان با آنها كاري خوب را تا پايان هدايت كرد.
اسكيس هاي من در اختيار دستيارانم قرار مي گيرد. آنها روي اين اسكيس ها كار خود را شروع مي كنند. همانگونه كه قبلاً نيز گفتم، دستيارانم برنامه طرح را بررسي كرده اند و به آن تسلط دارند و بنابر اين با تسلط به برنامه و اسكيسهايي كه از من مي گيرند، طرح جلو مي رود و شكل مي گيرد.

در اين مرحله به موازات كار دستياران، من هم كار خود را در مورد طرح ادامه مي دهم، اسكيس هاي پيشرفته تري تهيه مي كنم و كار هاي دستياران را بررسي و جهت دهي مي كنم، باهم صحبت و مشورت مي كنيم و كار را پيش مي بريم. بر اساس اسكيس ها و گفتگو ها در اين مرحله ماكت هاي اوليه زيادي هم ساخته مي شود، كه در به نتيجه رسيدن كار بسيار راهگشا هستند.
به تدريج طرح، شكل روشن تري به خود مي گيرد و در مرحله اي ايده فضايي طرح تثبيت و قطعي مي شود و به سمت تهيه نقشه هاي دقيق تر و ماكت نهايي حركت مي كنيم.

پس از آماده شدن نقشه هاي نهايي و ماكت هاي آن (گاه به صورت چند آلترناتيو) تماس هايي با كارفرما، براي تبادل نظر با او و قطعي كردن طرح، آغاز مي گردد.

من چگونگي انجام بخشي از كار را كه در اصطلاح مي توان آنرا ايده اوليه ناميد ذكر كردم. مراحل بعدي شامل تكميل كردن ايده اوليه، تهيه نقشه هاي مقدماتي،‌تهيه نقشه هاي اجرايي و اجراي ساختمان، اهميتي كمتر از مرحله مذكور ندارد، ليكن فكر مي كنم كه سوال در مورد آنها نيست و منظور از اين مقاله همان مرحله "ايده اوليه" است و در نتيجه به آن اكتفا مي كنم.
__________________
شکل در کارهاي هادي مير ميران
آثار معماري مير ميران را مي توان در سه گرايش شکلي دسته بندي کرد:
استفاده از دياگرام فرم آثار معماري :مير ميران در پروژه هاي ابتداي دهه ي هفتاد خورشيدي ، از اين روش در طراحي کارهاي معماري خود استفاده کرده است. در اين روش، او با انتخاب دياگرام فرم يک اثر معماري ، طراحي را آغاز کرده _ يا به تعبير بهرام شيردل، معماري را از معماري شروع مي کند_ و در روند طراحي ، گاهي پروژه تا آخر تحت تأثير همان دياگرام اوليه باقي مانده و گاهي دچار تغييرات شگرفي شده است.
در پروژه ي کتابخانه ي ملي ايران( دي ماه 1373) که به فاصله زماني اندکي نسبت به پروژه فرهنگستان ها طراحي شد، يکباره دياگرام فرم طرح متحول مي شود. البته اين تحول در پاثر آشنايي مير ميران با شيردل و تأثيري که از او مي گيرد ، حاصل شده است. گفته شده " او از شکل تجريد شده ي دماوند در ايجاد فرم طرح خود استفاده کرده است اما به نظر مي رسد دياگرام فرم اين پروزه تحت تأثير پروژه ي سر در ورود به يک غار باستاني اثر ماسيميليانو فوکساس است. البته پروزه اي که در نهايت خلق شده، داراي شکلي منحصر به فرد است و به تعبير بهرام شيردل از معدود پروژه هاي ان مسابقه بود که قابل مطرح شدن در عرصه ي بين المللي است.
پروژه ي ديگري که در اين گروه قرار مي گيرد، مجمو عه ي ورزشي رفسنجان است. اين پروژه هم تحت تأثير دياگرام فرم يک يخچال سنتي است که در نزديکي ساختگاه طرح قرار دارد. اين پروژه تفاوت شکلي زيادي با يخچال مورد نظر ندارد، بلکه تفاوت عمده در تغيير کاربري و مصالح ساختماني ان است ، بنابراين خلاقيتي براي آفرينش فرم معماري صورت نگرفته است.
استفاده از دياگرام فرم اثار هنري و طبيعت: در اين مرحله مير ميران با استفاده از فرم هاي موجود در طبيعت يا آثار هنري موجود شروع به طراحي کرده اما، در روند طراحي، کاملاً از آنها فاصله گرفته و به پروژه اي با دياگرام متفاوت دست مي يابد.
او در پروژه ي موزه ي ملي آب ايران(1374) از خواص شکلي دو عنصر آب و خاک استفاده مي کند و به اصطلاح تر و خشک را با هم مي بيندو به انها تجسم مي بخشد. فرمي که در نهايت خلق شده بسيار بديع است و ارتباط عميقي با ساختگاه پروژه دارد.
اثر ديگري که در اين گروه قرار مي گيرد، پروژه ي بانک توسعه صادرات ايران (1376) است. ذياگرام فرم پروژه از مکعبي شکل گرفته است که شکافي در آن قرار دارد و ياد آور فرم گاو صندوقي است که درش اندکي باز مانده است. همچنين به نظر مي رسد پوسته ي خارجي پروزه تحت تأثير اثري از رابرت اسميتسان بنام استارتي پندنتي (1988) است.
استفاده از دياگرام دو فرم و فضاي بينابين: اين دياگرام را مي توان در آثار گذشته ي ميرميران هم مشاهده کرد، اما در چند پروژه ي متأخر نقش اساسي را در ساماندهي پروژه ها به عهده مي گيرد. خصوصيت اصلي اين فضاي بينابين ترکيب شدن با فضاهاي عمومي و شهري است و به نظر مي رسد ميرميران در اين آثار به زبان شخصي ويژه اي دست يافته و دياگرام فرم جديدي ازآن حاصل شده است.
پروژه ي کانون وکلاي دادگستري تهران(1374_1380) از جمله آثاري است که در آن از دياگرام دو فرم و فضاي بينابين استفاده شده است. اين پروژه هم مانند پروژه ي کتابخانه کانساي از مکعبي تشکيل شده است که يک فضاي تهي به صورت مورب آن را بريده است. القاي فرم ترازو به عنوان دياگرام فرم اوليه ، تاثير بسزايي در معلق وانمودن دو قسمت حجم داشته است و باعث شده فرم ها در طرفين فضاي بينابين بصورت معلق به نظر آيند.
مير ميران در پروزه ي توسعه حرم حضرت معصومه (1378) هم از اين دياگرام استفاده مي کند. دياگرام فرم پروزه از دو حجم، يکي بزرگ و ديگري کوچک با فضايي بينابين آنها شکل گرفته است. فضاي بينابين گذري شهري است که مردم را به طرف سمت مجموعه هدايت مي کند. در شکلگيري فرم اين پروژه، منابع ديگري مانند : الهام از " موج هايي که در اثر وزش باد در شن هاي کوير و يا آب درياچه پديد مي آيد" و برداشتي از جريان معماري نواري هم تاثير داشته است.
دياگرام مورد بحث در پروژه ي سفارت ايران در فرانکفورت (1379) به اوج بيان شکلي خود مي رسد. در اين پروژه هم فضاي بينابين به گذري عمومي تبديل شده و هم به رابطه ي شهر و معماري توجهي ويژه شده است. سرانجام جالب است بدانيم که دياگرام فرمي که ميرميران در اين پروژه ها از آن استفاده کرده است در دوره ي ايلامي براي ساماندهي معابد مورد استفاده قرار مي گرفته است. در نمونه هاي ايلامي راه موربي که به درون معبد وارد مي شد، فضا را به سه قسمت تقسيم مي کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 7:23  توسط محراب  | 

پلان ویلا ترم4

سلام ...این پلان ویلایست که من ترم۴  از  اون ماکتی ساختم ...ماکت بدی نشد ...حالا بعدا عکسشو میزارم...کل ماکت رو با چوب بالسا ساختم...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 4:25  توسط محراب  | 

Weak form (( معماری فولد ینگ :فرم ضعیف، قابل انعطاف ))

معماری فولدینگ یکی از سبکهای مطرح در دهه پایانی قرن گذشته بود.فلسفه فولدینگ برای نخستین بار توسط فیلسوف فقیدفرانسوی،ژیل دلوز مطرح شد.وی همچون ژاک دریدا ازجمله فلاسفه مکتب پسا ساختارگرایی محسوب می شود.دلوز نیز مانند دریدا اساس اندیشه خودرا برزیر سوال بردن بینش مدرن ومکتب ساختارگرایی قررار داد.

از نظر این فلسفه،هیچ ارجحیتی در جهان وجود ندارد.زیر بنا و روبنا وجود ندارد.فولدینگ به دنبال تعدد است و می خواهد سلسله مراتب را از بین ببرد.این فلسفه در پی از بین بردن دوگانگی هاست.

فولد یعنی چین و لایه یعنی لایه های هزار تو،یعنی هرلایه در کنار لایه دیگر،همه چیز درکنار هم است،هیچ اندیشه ای بر دیگری ارجحیت ندارد،تفسیری بالاتر و فراتر از دیگری نیست،همه چیز افقی است.به عبارت دیگر فولدینگ می خواهد منطق دو ارزشی را دیکانستراکت کند وکثرت وتباین را جایگزین آن کند.

یکی از مباحث مطرح شده توسط دلوز،افقی گرایی است.دلوز به همراه گا تاری مقاله ای به نام ((ریزوم))درسال1976 در پاریس منتشر کرد.ریزوم گیاهی است برخلاف سایر گیاهان،ساقهآآن به صورت افقی ودر زیر خاک رشد می کند.برگهای آن خارج از خاک است.با قطع بخشی از ساقه آن،این گیاه از بین نمی رود،بلکه از همانجا در زیر خاک گسترش می یابدو جوانه های تازه ایجاد می کند.

گرگ لین در تعریف معماری فولدینگ می گوید:"فولدینگ یعنی تلفیق نمودن عوامل نامربوط در یک مخلوط به هم پیوسته"مانند لایه های رسوبی در کوه ها...

بهرام شیردل  می گوید:"فکر من قابل انعطاف کردن فضاهاست به گونه ای که جوابگوی تفاوتهای بی شماری باشد...همیشه معتقد بودم باید معماری جدیدی بوجود آورد که با افکاروزندگی زمان خود انطباق داشته باشد وفرهنگ و تمدن موجود را غنی کند... انسان با گذشت زمان،افکاروخصوصیاتش تغییر می کند-برعکس جانداران-معماری هم باید به تبع آن تغییر کند.

پیتر آیزنمن به عنوان بانی طرح فلسفه فولدینگ در حوزه معماری،واژه فرم ضعیف را مطرح کرده است.فرمی که قابل انعطاف است و خود را با شرایط محیط وفق می دهد.او در طرح خود برای مرکز گردهمایی کلمبوس(1992-1990)این موضوع را به خوبی نشان داده است.

یکی دیگر از پروژه های جالب توجه در این سبک برج سیرز در شهر شیکاگو توسط گرگ لین است.این برج به عنوان نمادی از معماری مدرن و ذهنیت مدرن در شهر شیکاگو در آمریکا است.

معماری ارگانیک نام دیگری برای معماری فولدینگ است زیرا ساختمانهای ساخته شده به این سبک با توجه به شرایط محیطی شکل می گیرند وگسترش می یابند.

پیتر آیزنمن در طرح مرکز هنرها در دانشگاه اموری در شهر آتلانتا در آمریکا1993،باتوجه به شرایط فیزیکی سایت وپارکینگ چند طبقه موجود در محل،لایه های مختلف ساختمان رابه صورت انعطاف پذیری در کنارهم قرار داده است.

معماری فولدینگ یعنی :کثرت گرایی،افقی گرایی،ریزوم،ضد دوگانگی،ضد مرکزگرایی،ضد سلسله مراتب،ضد خردگرایی،انعطاف پذیری،انتقال نرم،فرم ضعیف...

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 14:32  توسط محراب  | 

یه رستوران واقعا ناز بامعماری سنتی

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 22:57  توسط محراب  | 

اینم ماسوله در روز

 

ماسوله 23

نظر یادت نره

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 22:27  توسط محراب  | 

پل ورسک

پل ورسك

در هر برهه اي از زمان و هرجا كه اراده اي توانا به منصه ظهور مي رسد، در پي آن شگفتي ها پديد مي آيد. شگفتي هايي كه دراين ميان فقط اهل نظر مي توانند به عظمت آن پي ببرند. با نگاه به چشم انداز راه آهن ايران، چه در شمال هنگام عبور از قلل شامخ البرز وچه در جنوب هنگام گذشتن از فراز دره ها وكوههاي سخت وبلند به راحتي مي توان به اهميت وعظمت آن پي برد.

يكي از شاهكارهاي راه آهن كشور «پل ورسك» است كه به عنوان مهمترين و مرتفع ترين پل خط آهن شمال ايران مطرح است . ازاين پل كه شهرت جهاني نيز دارد و نام آن در تمامي آثاري كه پس از پايان جنگ جهاني دوم منتشر شد ، با عنوان «پل پيروزي » ياد شده است . ساخت پل ورسك كه از مهمترين رويدادهاي فني مهندسي راه آهن كشور محسوب مي شود، توسط مهندسان آلماني و اتريشي و كارگران فني انجام شده است. به لحاظ ويژگي هاي منحصر به فرد، اين پل در فهرست آثار ملي كشورمان نيز به ثبت رسيده است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 7:44  توسط محراب  | 

شبهای زیبای دبی

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 10:9  توسط محراب  | 

موزه گوگنهایم

موزه گوگنهایم
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 0:8  توسط محراب  | 

ماسوله در شب

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 0:2  توسط محراب  | 

آبشارمارگون

 

 آبشارمارگون

مارگون محصور بین گلها وطبیعت وحشی

دره اي زيبا ومنحصر به فرد قابل رقابت به تمام طبيعت ايران وافسونگر از شاهكار خلقت

اين آبشاروطبيعت افسونگر درزمستانها تبديل به يخشار ميگردد24 كيلومتري شهرياسوج            

قرار دارد در ميان كوههاي بنار وسقاوه از مسيري ديگر در 60كيلومتري شهرشيراز و از                          

 شهرسپيدان                                              

هواي مارگون معتدل ومرطوب است . آبشار مارگون بزرگترين وشايد زيباترين آبشار خاورميانه است وبه دليل قرار گرفتن در داخل تنگه زيباي مارگون و تعدد رگه هاي آبشاري كه به درون دره سرازير مي شودند جذابيتي خاص و منحصر به فرد دارند.

گلهاي وحشي كه منظره دشت هاي اين روستا را در بهار مملو از لاله هاي وحشي و واژگون مي سازند و گلهاي ختمي و رنگارنگ خاطره اي بديع وفراموش نشدني را در ذهن هر بيننده اي ايجاد ميكند

  حمید پارسی

محمد علی صالحیان

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم شهریور 1387ساعت 14:57  توسط محراب  |